نویسندگان
اَبر برچسبها
سریال مادرانه (68)     نقد سریال مادرانه (56)     معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه (36)     یادداشتی بر سریال مادرانه (33)     عباس غزالی (26)     هستی مهدوی فر (25)     نقد و بررسی سریال مادرانه (25)     لعیا زنگنه (24)     نقد سریال مادرانه جواد افشار (22)     نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه (18)     مهدی سلطانی سروستانی (17)     مصاحبه با بازیگران سریال مادرانه (16)     جواد افشار (14)     نقد شخصیت ها و فیلمنامه سریال مادرانه (14)     مهدی سلطانی (12)     مصاحبه با عوامل و بازیگران سریال مادرانه (10)     سعید نعمت اله (9)     دیالوگ های سریال مادرانه (9)     نقد مادرانه جواد افشار (8)     مصاحبه (8)     احسان خواجه امیری (7)     مادرانه (7)     دیالوگ های مهدی سلطانی سروستانی (7)     دیالوگ های لعیا زنگنه (7)     عکس های پشت صحنه سریال مادرانه (7)     گالری عکس های سریال مادرانه (6)     شقایق فراهانی (6)     سعید نعمت الله (6)     سریال دودکش (5)     کارن همایونفر (5)     هستی مهدوی (5)     عکس های لعیا زنگنه در سریال مادرانه (5)     عکس های هستی مهدوی فر در سریال مادرانه (5)     نقد شخصیت ها و فیلمنامه و بازیگران سریال (5)     مصاحبه با عباس غزالی بازیگر سریال مادرانه (4)     جدیدترین عکس های عباس غزالی بازیگر نقش فرزاد سریال (4)     عکس های مهدی سلطانی سروستانی در سریال مادرانه (4)     پشت صحنه سریال مادرانه (4)     دیالوگ های هستی مهدوی فر (4)     گزارشی از پشت صحنه سریال مادرانه (4)     مصاحبه با بازیگران و عوامل سریال مادرانه (4)     گالری عکس های عباس غزالی (4)     جدیدترین عکس های عباس غزالی بازیگر سریال مادرانه (4)     جدیدترین ها از هستی مهدوی فر (4)     اخبار (4)     مهرداد ضیایی (4)     سریال خروس (4)     دانلود تیتراژ سریال مادرانه (4)     دودکش (3)     فرزاد (3)     هومن برق نورد (3)     سکانس ماندگار سریال مادرانه (3)     مهدی سلطانی و لعیا زنگنه (3)     معرفی سریال مادرانه (3)     جدیدترین اخبار سریال مادرانه (3)     اردلان تمجید و رعنا خجسته (3)     نقد شخصیت های فیلمنامه سریال مادرانه (2)     زمان پخش و بازپخش سریال مادرنه (2)     عکس های نشست نقد و بررسی سریال مادرانه (2)     عوامل و بازیگران سریال مادرانه در پشت صحنه (2)     مصاحبه با شقایق فراهانی بازیگر سریال مادرانه (2)     شقایق فراهانی بازیگر نقش مریم در سریال مادرانه (2)     سید مهرداد ضیایی (2)     دانلود موسیقی متن سریال مادرانه (2)     اردلان تمجید (2)     نقد و بررسی سریال خروس (2)     نقد و بررسی سریال دودکش (2)     پایان سریال مادرانه (2)     Madarane (2)     مصاحبه با مهدی سلطانی بازیگر سریال مادرانه (2)     عکس های مهرداد ضیایی محمدجواد سریال مادرانه (2)     نقد و بررسی سریال مادرانه جواد افشار (2)     نقد و بررسی سریال دودکش محمدحسین لطیفی (2)     نقد و بررسی سریال خروس سعید آقاخانی (2)     گالری عکس های مهدی سلطانی و لعیا زنگنه (2)     تک عکس مهدی سلطانی و لعیا زنگنه (2)     عکس های مهدی سلطانی و لعیا زنگنه در پشت صحنه سریال (2)     مهدی سلطانی و لعیا زنگنه در کنار هم (2)     پوسترهای لعیا زنگنه (2)     والپیپرهای زیبا از لعیا زنگنه (2)     Laya Zangeneh (2)     گالری عکس های لعیا زنگنه بازیگر سریال مادرانه (2)     مهدخت مهدوی فر (2)     بهنام تشکر (2)     شهین تسلیمی (2)     عباس غزالي (2)     محمدجواد (2)     دانلود سریال مادرانه (2)     دانلود آهنگ تصور نبودنت (2)     جدیدترین عکس های سریال مادرانه (2)     دانلود آهنگ به دادم برس (2)     جدیدترین تصاویر لعیا زنگنه (2)     رضا صادقی (2)     خروس (2)     پدرانه (1)     جام جم (1)     بیوگرافی عباس غزالی (1)     احسان علیخانی (1)     مـحـمود احمدی نژاد (1)    
درباره ما

طرفداران مهدی سلطانی و لعیا زنگنه
فاطمه
زمان پخش سریال مادرانه در ایام ماه مبارک رمضان 92 هر شب ساعت 21 از شبکه سه
تکرار سریال مادرانه هرشب ساعت 23 از شبکه تماشا ، روز بعد ساعت 16 از شبکه سه


من و فاطیما این وبلاگ و به خاطر سریال مادرانه و بازیگران و عوامل خیلی خوبش زدیم.
از خانم لعیا زنگنه و آقای مهدی سلطانی خیلی خوشمون میاد.
امیدوارم روند سریال در ادامه همینطوری خوب باشه.
حتما سریال و دنبال کنید.

ایمیل :

  • لعیا زنگنه





    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392

    سلام.

    سریال مادرانه رو می بینید؟

    این پست و می ذارم برای بازدیدکنندگان و اون کسایی که سریال و می بینن.

    هر نظری راجب سریال مادرانه دارید بگید.

    از نکات مثبت گرفته تا نکات منفی، هر چیزی که به ذهنتون می رسه.

    بازی بازیگرا، کدوم بازیگر بهتر از بقیه ظاهر شده و بازی قابل قبول تری ارائه داده؟

    و به نظرتون سریال مادرانه چطوری تموم می شه؟ چه حدسی راجب پایان سریال می زنید؟

    + از نقدهای ارسالیتون استقبال میشه و اگه خوب باشه حتما توی وب قرار می گیره.

    + فقط نقدهای ارسالی و به صورت خصوصی بفرستید.




    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, جواد افشار, مهدی سلطانی سروستانی, لعیا زنگنه, هستی مهدوی فر


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - پنجشنبه هفدهم مرداد 1392


    مصاحبه با بازیگران سریال مادرانه + مهرداد ضیایی + محمدجواد + سید مهرداد ضیایی

    مهرداد ضیایی در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا گفت: سریال «مادرانه» به دلیل قصه جذابی که داشت در همان قسمتهای ابتدایی توانست مخاطبان زیادی را با خود همراه کند سعید نعمت الله نویسنده توانایی است و به خوبی از پس نگارش یک قصه درام و جذاب بر میآید. برای بازی در نقش محمد جواد از سوی نعمت الله دعوت به بازی شدم و از اینکه در این سریال حضور داشتم بسیار خوشحال هستم.

    وی اضافه کرد: برخلاف عدهای که بر این باورند کاراکتر محمد جواد تا حدی کلیشهای است چنین نگاهی به این نقش ندارم و تصورم بر این است که جنس مهربانی و خوب بودن او کاملا باور پذیر است. به نظرم کاراکتر محمد جواد اتفاقا بر خلاف بسیاری از نقشهای مثبتی که در تلویزیون نشان داده میشود اصلا شعاری نیست و به نوعی روی اعصاب مخاطب راه نمیرود.

    ضیایی تصریح کرد: در طول این مدت بعضی از مخاطبان که من را در بیرون میدیدند میگفتند: چطور ممکن است کاراکتری مثل اردلان دوستی مانند محمد جواد داشته باشد و دوستی بین آنها چطور شکل گرفت. به نظرم اصلا چیزی که باعث جذاب شدن شدن رابطه میان این دو شد همین تفاوت و تضادی است که میان این دو وجود داشت.
    چرا که در عالم واقع هم چنین روابط و دوستی وجود دارد.

    بازیگر سریال «مادرانه» در پایان گفت: چون تلویزیون نگاه نمیکنم به همین خاطر دیگر برنامه تلویزیون را در این ایام دنبال نکردم و از این جهت نمیتوانم نظری در مورد کیفیت آنها بدهم.



    دسته بندی : مصاحبه - Interviews
    برچسب‌ها: مصاحبه با بازیگران سریال مادرانه, مهرداد ضیایی, محمدجواد, سید مهرداد ضیایی


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392


    این منتقد درباره سریال ماه رمضان شبکه اظهار کرد: سریال «مادرانه» با وجود اینکه خط اصلی داستان آن حرف جدیدی برای گفتن ندارد، اما به دلیل پرداخت خوب شخصیت‌ها و روایت درست تصویری، دیالوگ‌های درست و بازی‌های مناسب توانست گوی سبقت را نسبت به سریال‌های دیگر بگیرد. اما این سریال کاستی‌هایی هم داشت. از این جهت که در جاهایی نقش‌های اردلان و رها را به صورت تیره بیان می‌کرد که نشان دهنده‌ی این بود که نسل آن‌ها نسل‌های چندان مقبولی نیستند در صورتی که اینگونه نیست.

    وی همچنین به بخش‌های مربوط به بازی آتیلا پسیانی و روابطش با اردلان اشاره کرد که در هوا رها شد و این اشتباه بزرگ این سریال بود.

    آذین همچنین امتیازات این سریال را کارگردانی جواد افشار دانست که او را یک گام جلوتر نشان می‌دهد و گفت: بازی‌های مهدی سلطانی، لعیا زنگنه، عباس غزالی و هستی مهدوی‌فر از امتیازات «مادرانه» است.

    جبار آذین، ایسنا



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه جواد افشار, نقد سریال مادرانه, نقد شخصیت ها و فیلمنامه سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392


     با توجه به اینکه در کشور ما می‌توان از قسمت دوم یک سریال، انتهای آن را حدس زد، بدینوسیله برخی پایان‌های موجود برای این سریال را در ادامه می‌خوانید:

    پایان ایرانی:

    باران می‌بارد. اردلان در تنهایی به خدا فکر می‌کند و آدم می‌شود. او به خاطر بی‌گناهی و همکاری با پلیس، آزاد می‌شود. مریم به او بله می‌گوید. رعنا هم کم نمی‌آورد و می‌گوید من در ایران می‌مانم و قید خارج را می‌زنم. مریم از بس خوب است قبول می‌کند که با رعنا زیر یک سقف زندگی کند. باران باز هم می‌بارد. حاجی ثانی در حالی که کلی نصیحت بار همه می‌کند در عرفانی خاص رحلت می‌کند. رها متحول می‌شود و در مثلث عشقی اردلان و مریم و رعنا، فرزاد را صدا می‌کند. فرزاد عوض می‌شود و در یک کوره آجرپزی شغل پیدا می‌کند. مادرش در حالی که باران می‌آید او را می‌بخشد و رها را برایش خواستگاری می‌کند. باز هم باران می‌بارد. گلبانو دختر مادر فرزاد را برای پسرش خواستگاری می‌کند و جواب مثبت می‌گیرد. محمد جواد پسر گلبانو را به سر کار می‌برد و باران می‌آید. موبایل محمد جواد زنگ می‌خورد:

    - الو محمد جواد جان! مژده بده عزیزم. داری پدر می‌شی...
    باران همینطور دارد می‌آید. در حیاط خانه حاجی ثانی سفره‌ افطاری پهن می‌شود و همه با لبخند و شادی دور هم جمع می‌شوند. صدایی روی تصویر: و در یک شب بارانی اردلان صدای کودکی دیگر را در خانه شنید و خوشبختی‌اش پایدار شد.


    پایان ایرانی (ماه رمضانی):
    فرزاد سریع ریش می‌گذارد و خود را به حاجی ثانی می‌رساند. او تا آخر عمر در کنار حاجی می‌ماند و مرید او می‌شود. بعدها او یکی از بزرگترین وقف‌کنندگان کشور می‌شود و پژوهشکده دانش‌های بنیادین فرزاد را تاسیس می‌کند. او همچنین یک مرکز ترک اعتیاد برای دختران جوان راه اندازی می‌کند و کانون حمایت از پخش کنندگان مواد را تاسیس می‌کند و هزاران هزار جوان معتاد را با هزاران هزار پخش کننده مواد سر سفره عقد می‌نشاند.

    رها: او در شب قدر، قدر خود را می‌داند و حافظه‌اش را به دست می‌آورد و از فردایش با چادر به مدرسه رفته و عاشق پدر و مادر و ایران می‌شود.

    اردلان: او ضمن اعتراف به دست داشتن در پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی، متنبه شده و بعد از تزرع زیاد ناگهان به خاطر همکاری بی شائبه (همکاری بدون ان قلت و قیف و قپی) آزاد می‌شود. او آس و پاس شده اما خوشبخت است.

    مریم: بعد از تنبه اردلان، رعنا را به زندگی باز می‌گرداند و اردلان را مجاب می‌کند تا با رعنا با هم و در کنار هم زندگی خوبی را آغاز کنند. او خودش در افق محو می‌شود.

    رعنا: با صحبت‌های تکان دهنده مریم، از این رو به آن رو می‌شود و به ملاقات اردلان می‌رود و آمادگی خود را برای زندگی اعلام می‌کند. اردلان هم می‌گوید: خب!

    محمد جواد: او در خواب می‌بیند که به یخ دست می‌زند، طلا می‌شود. از خواب بلند می‌شود و می‌بیند با درخواست دخترخواندگی او موافقت شده است.

    آذر: او در حالی که با سینی چای در حال آمدن است می‌گوید: محمد جواد جان عیدت مبارک! روزه‌هات قبول عزیزم.

    جلیل: به گود زورخانه بازمی‌گردد و خواستگاری یک پهلوان از دخترش را می‌پذیرد. شب هنگام مریم به خواستگار جدیدش بله می‌گوید. او از مریدان قدیمی حاجی ثانی است.

    *
    پایان امریکایی:
    رعنا با شلیک سه گلوله مریم را خلاص می‌کند و بعد با قرص دیازپام خودش را می‌کشد. رها با شنیدن این خبر اقدام به خودکشی می‌کند که فرزاد او را نجات می‌دهد و با هم فرار می‌کنند. اردلان در زندان از شنیدن خبر کشتار دسته جمعی بیرون زندان، دچار حمله قلبی و ایست قلبی می‌شود. محمد جواد هم ارسلان را به فرزندخواندگی قبول می‌کند.
    *
    پایان روسی:
    اردلام با قید ضمانت از زندان آزاد می‌شود. جلیل برای خودشیرینی - خود پهلوان بزرگ بینی مفرط - همه را شام به خانه اش دعوت می کند؛ همه را. سفره‌ای پهن می شود از این سمت تا آن سمت. همه در حال خوشی هستند که در باز می‌شود و رعنا با مسلسل وارد شده و همه را به رگبار می‌بندد. بعد خیلی خونسرد از کشور خارج می‌شود در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده است.
    *
    پایان هندی:
    بعد از دعوای رعنا با مریم، مریم به رعنا مشکوک می‌شود. او یک خال پنهان زیر دماغش دارد. او تحقیقاتش را آغاز می‌کند. بالاخره می‌فهمد که رعنا خواهر ناتنی اوست که پهلوان جلیل در جوانی، جوانی کرده. همسر جلیل به مریم می‌گوید من مادر حقیقی تو نیستم و مادر رعنا مادر توست...مریم قصد خارج می‌کند و برای دیدن مادرش ایران را ترک می‌گوید. رعنا هم می‌ماند و زندگی اش را ادامه می‌دهد.

    اردلان در زندان آواز می‌خواند و محمد جواد هم از بچه‌های بی‌سرپرستش نگهداری می‌کند. محمد جواد یکروز در یک قالب یخ، سند یک ویلای 7هکتاری در شمال تهران را پیدا می‌کند و آن را وقف کودکان بی سرپرست می کند. به ازای این کار نیک او و آذر ناگهان صاحب سه قلو می‌شوند و خدا را حسابی شکر می کنند. در ادامه خوبی‌های محمد جواد، حاجی ثانی شفا می‌یابد و در ازدواج رها و فرزاد می‌رقصد. اردلان همچنان دارد آواز می‌خواند.
    *
    پایان کره‌ای:
    گلبانو (همان بانو گل) توطئه‌ای را برای بانو رعنا ترتیب می‌دهد و او را مسوم و روانه بیمارستان می‌کند. مادر فرزاد نیز در فکر توطئه‌ای علیه بانو رهاست تا هرگز حافظه اش را به دست نیاورد. بانو مریم نیز به خانه پدری باز می‌گردد و قصد ادامه تحصیل پیدا کرده و به جای مدرسه در آشپزخانه مشغول کار می‌شود.

    مادر مریم در فکر انتقام است و به بهانه ملاقات با اردلان برای او چای با هل زهردار می‌برد تا خلاصش کند. محمدجواد در زندان تشنه‌اش می‌شود و قصد نوشیدن چای می‌کند.

    بانو آذر وقتی مریم را تنها می‌بیند قول می‌دهد تا آخر عمر در رکاب رعنا باشد برای همین هم خود را به آشپزخانه پهلوان جلیل می‌رساند و در مکتب بانو مریم ثبت نام می‌کند. قصد او چیزخورکردن بانو مریم برای بازگشت سر خانه و زندگی است. فرزاد در فکر دزدیدن بانو رهاست که با ماموران حکومتی برخورد سختی می کند.

    منشی قاتل نیز برای کشتن بانو رعنا به عنوان مطلع قتل نائب وارد بیمارستان می‌شود. محمد جواد دارد چای را به لبهایش نزدیک می کند، منشی قاتل نیز خود را به بیمارستان رسانده و سرنگ هوا را در دست گرفته. بانو آذر در انتظار موقعیتی برای ریختن مواد در غذاست. گلبانو در حال هم زدن شیرین بیان است. بانو رها که شکست عشقی خورده، در حال تزریق است و...ادامه سریال در قسمت بعد!

    منبع: خبرآنلاین


    دسته بندی : اخبار - News
    برچسب‌ها: پایان سریال مادرانه, آخرین قسمت سریال مادرانه جواد افشار, پایان سریال مادرانه از نگاه مخاطبان


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392


    به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، بیست و دومین نشست «درقاب رسانه» فرهنگسرای رسانه به تقدیر از عوامل سریال «مادرانه» اختصاص یافته است.


    این نشست روز دوشنبه 21 مرداد ماه ساعت 14 با حضور محمود رضا تخشید (مدیر کل گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما)، محمد رضا شفیعی (تهیه کننده)، سعید نعمت‌الله (نویسنده)، جواد افشار (کارگردان)، مهدی سلطانی، سید مهرداد ضیایی، عباس غزالی، لعیا زنگنه و هستی مهدوی (بازیگران)، در سالن آمفی تئاتر فرهنگسرای رسانه برگزار می‌شود.


    مجموعه تلویزیونی «مادرانه» که امشب آخرین قسمت آن پخش می شود، داستان مردی به نام اردلان را روایت می‌کند که سال‌ها پیش از همسر خود جدا شده و پسر و دختر خود را سرپرستی می‌کند اما در می‌یابد که فاصله زیادی از لحاظ اجتماعی با دخترش رها پیدا کرده و ...

     

    علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به فرهنگسرای رسانه واقع در پاسداران، خیابان گل نبی، خیابان ناطق نوری، میدان قبا مراجعه کنند.



    دسته بندی : اخبار - News
    برچسب‌ها: تقدیر از عوامل سریال مادرانه, لعیا زنگنه, مهدی سلطانی, عباس غزالی, هستی مهدوی فر


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392


    روزنامه تماشا: سریال «مادرانه» ساخته جواد افشار امشب به پایان خواهد رسید و از هفته آینده مجموعه «ستاره حیات» روانه آنتن این شبکه خواهد شد. تصویربرداری آخرین سکانس «مادرانه» با بازی بازیگران اصلی سریال به تازگی در شمال کشور به پایان رسیده است.

    به گزارش شبکه ایران، از روز دوشنبه نخستین قسمت از سریال «ستاره حیات» به کارگردانی جواد افشار و تهیه کنندگی فریبا بانک توکلی ساعت 20:45 پخش خواهد شد. این سریال قرار است شنبه تا چهارشنبه از شبکه سه پخش و روز بعد ساعت 14:30 تکرار شود. این مجموعه در 13 قسمت 45 دقیقه ای داستان یک پایگاه فعال اورژانس به ریاست سلیمانی میلانی (حسین محجوب) را روایت می کند که به اتفاق تکنسین های شاغل در پایگاه به ماموریت های اورژانسی اعزام می شوند ...

    سریال «ستاره حیات» حسین محجوب، ثریا قاسمی، بهزاد فراهانی، فرخ نعمتی، فریبا متخصص، محمد عمرانی، نسیم ادبی، هما ارشاد، سوگل طهماسبی، فرهاد بشارتی، فرزاد حاتمیان، کیاوش شالچیان، مهدی باطنی همراه با هنرمند خردسال ملیکا محجوب دیگر بازیگران اصلی «ستاره حیات» هستند.



    دسته بندی : اخبار - News
    برچسب‌ها: زمان پخش و بازپخش سریال مادرنه, سریال مادرانه, جواد افشار, اخبار, سعید نعمت اله


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392

    مادارانه اثر جواد افشار، یکی از سریال‌هایی که این روز‌ها از شبکه ۳ قسمت‌های پایانی خود را‌ پشت سر می‌گذارد، با نویسندگی سعید نعمت الله به‌‌ همان سبکی که در فیلم‌های دیگرش مانند جراحت یا دیوار نوشته شده، به نگارش درآمده و افزون بر وجه تشابه میان نگارش شاهد تکرار یک موضوع هستیم‌ با‌‌ همان سبک و سیاق همیشگی؛ فاجعه‌ای که در خانواده روی می‌دهد و آنقدر در پرداخت پررنگ و اغراق آمیز می‌شود که شکل واقعیت را از دست می‌دهد و به یک ملودرام غیر قابل پذیرش از سوی مخاطب تبدیل می‌شود.

    شخصیت‌هایی مانند اردلان، محمد جواد، فرزاد، ر‌ها، مریم و... که بر پایه منطق نادرست فیلم‌نامه در حد تیپ ‌می‌مانند و مخاطب نمی‌تواند با هیچ کدام از آنها هم‌ذات پنداری کرده و تصمیمات و شخصیت آن‌ها را درک کند؛ در نتیجه فیلم را پس می‌زند.

    در رابطه با منطق نادرست فیلم که ریشه در ضعف فیلم نامه دارد، باید گفت مثلا در فیلم شاهد هستیم که‌‌ رها دختر اردلان تمجید به یکباره از کمای مغزی بیرون می‌آید و جالب این است در حالی که دچار فراموشی شده، ‌آدرس خانه فرزاد را که قبلا یکب ار به آنجا رفته را به یاد دارد و یا مادر و خواهر او را که تنها شاید یک سکانس مشترک داشتند، به یاد می‌آورد؛ اما اشیا‌ و شخصیت‌هایی را که به مراتب رابطه و خاطره بیشتری از آن‌ها دارد، یاد ندارد. همچنین روابط بین شخصیت‌ها و اتفاقاتی که در ‌داستان می‌افتد، آنقدر ناپذیرفتنی‌ است که اجرای ضعیف‌تر آن هم در بازی و کارگردانی سریال را به یک تراژدی افسانه‌ای تبدیل می‌کند.

    پرسش دیگر اینجاست که چرا نام فیلم مادارانه شده، در حالی که در فیلم بیشتر شاهد روابط پدر با دختر هستیم؛ مثل رابطهٔ اردلان تمجید با دخترش‌‌ رها و یا رابطه مریم نامزد سابق اردلان با پدرش، که سریال مدام دلسوزی‌ها و نگرانی‌های یک پدر را به تصویر می‌کشد و این موضوع خیلی پررنگ‌تر از روابط مادر و فرزندی است که در فیلم نمایان است. اگر منظور از این نام، ایجاد یک پارادوکس میان نام فیلم با موضوع است که آنقدر گنگ است که به چشم نمی‌آید، ولی این تضاد را در بین خانواده‌ها می‌بینیم. خانواده محمد جواد انقدر سفید و پاک هستند که بیشتر شبیه به معصوم بی‌گناه می‌شوند و در مقابل خانواده اردلان قرار دارد که باز به اعتقاد من خاکستری‌تر هستند تا آدم سیاه داستان.

    واقعیت قضیه این است که این روز‌ها مخاطب ما با سریال هایی که در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود، بیشتر ارتباط برقرار می‌کند تا با سریال‌های ‌باورناپذیری مانند مادرانه و این یک تهدید بزرگ برای جامعه است و فرهنگ ایرانی را به چالش می‌کشد.

    فرستنده: بهزاد بهروزنیا

    منبع: تابناک



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392

    غرض از نگارش اين مطلب، تعريف، تمجيد، يا تعارف نيست. چرا كه معتقدم بخشي از آسيب هاي فعلي جامعه سينمايي ما در نتيجه همين تعارفات و تمجيدها، ريا و تخريب هاي بي جايي است كه واقعيت را در درون خودش هضم كرده، اما آنچه وادارم كرد بنگارم، نگاه ساده انگارانه اي است كه اين روزها به مقوله بازي و بازيگري مي شود و اين آفت، حتي دامان بازيگران حرفهاي ما را هم كما بيش آلوده كرده است.

    تصور اينكه بازيگري واگويه زندگي واقعي جامعه است حتي آحاد معمول جامعه را هم بر آن مي دارد تا خود را بازيگر دانسته و علاقه مند به حضور در جلوي دوربين باشند. مهم اين بخش است، «بازيگري در قاب». آنچه در قاب معمولاً از بازيگران مي بينيم، حالات و رفتار و احساساتي است كه كما بيش آينه آن را در زندگي شخصي خود تجربه مي كنند و تنها آن را در زمان ايفاي نقش به جلوي دوربين منتقل و با تجربه و احساسات خويش مخلوط مي كنند كه اين فقط شايد بخش كوچكي از مقوله بازيگري در قاب است.

    واقعيت اين است كه مرز بين شلختگي در بازي رئال و بازي كنترل شده مرزي بسيار دقيق و حساس است كه اگر از آن بازيگر به سلامت عبور نكند، نتيجه اي چندان عايد آن نخواهد شد و نهايتاً تصويري تخت و معمولي از كاراكتر به مخاطب ارائه خواهد شد. اما آنچه بازيگر را از مردم عادي متمايز مي كند، تحليل، رفتارشناسي، شخصيت شناسي، تكنيك و رئاليسم در قالب يك بازي قابل باور و پذيرش است؛ چيزي كه در مورد بازي مهدي سلطاني به خوبي مي توان آن را دريافت. سلطاني با بازي در سريال «ديوار» در نقش جميل خلافكار، بسيار خوب يك شخصيت سياه را به خاكستري بدل و كاري كرد كه اين شخصيت به دور از اغراق و يك رويه نمايي در ذهن تماشاگر ماندگار شود و حتي با آن همذات پنداري كند و اكنون با سريال «مادرانه» در واقع تعريفي جديد از بازيگري مدرن را در قالب «اردلان» به ما ارائه مي دهد. مي پرسيد چرا؟ و چگونه؟... خواهم گفت.

    در اغلب پلان ها عليرغم مونولوگ هاي طولاني كه مي تواند براي بيننده در ابتدا كسالت بار و خسته كننده باشد، بازي، نقطه گذاري صحيح، آكسان گذاري هوشمندانه، ري اكشن هاي متناسب با ديالوگ و بازي در سكوت كه بخش مهمي از بازي يك بازيگر است و همچنين ظرافت هاي بازي در نماهاي گوناگون، شکلي کاملاً متفاوت به مقوله بازي در اجراي ايشان مي دهد که نه تنها طولاني بودن پلان ها را قابل تعمل مي کند، که تماشاگر بعضاً دلش نمي خواهد آن پلان به پايان برسد. نکته ظريف و قابل توجه در بازي سلطاني، روانشناسي بسيار دقيق شخصيت و تحليل صحيح او از استفاده از «چشم ها، صدا و بدن» در هر پلان است که بي شک مي تواند درسي مفيد براي علاقه مندان به بازيگري باشد که صد البته پشتوانه علمي و تجربي او به خوبي در خدمت حس و تکنيک قرار گرفته و با استاندارد قابل توجه آن را به معرض ديد عموم مي گذارد.

    شايد به دليل طراوت و نوعي تازه از بازي سلطاني در پاره اي موارد او متهم به «اغراق» باشد، ولي يادآور مي شوم اغراق يا درشت نمايي ارتباطي با فيلترگذاري و رتوش حس و بيان ندارد و اين تفاوت از همان مواردي است که من به آن مي گويم «بازيگري در قاب» و تعريفي جديد از بازيگري. به اميد آنکه به دور از سطحي نگري، جبهه گيري بي جهت و يا غرض ورزي شخصي، بياييم کمي مقوله «بازيگري در قاب» را جدي گرفته و بدانيم که هر حرکت، واکنش و حس از ديد دوربين و نهايتاً بيننده پنهان نخواهد ماند و اگر در جايي رسالت و وظيفه خود را به عنوان يک بازيگر به درستي انجام نداديم، آن را تقصير فيلمنامه، کارگردان و غيره نيندازيم، چرا که يک واقعيت وجود دارد و غيرقابل انکار است و آن اينکه «دوربين بي رحم است» و شايد بتواني مقابل آن بازي کني، ولي براي آن نمي تواني و اين چشم هاي بيننده است که زحمت تو را با حس عاميانه و صادقانه قضاوت خواهد کرد. براي مهدي سلطاني آرزو مي کنم همين جديت و تلاش و ظرافت را در تمامي کارهاي آينده از او شاهد باشيم.

    فرشید نوابی



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392


    خبرگزاری تسنیم: ابراهیم فیاض، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران انتقادات تندی را به سریال ماه رمضان شبکه ۳ وارد کرده است. فیاض معتقد است این سریال در پی ترویج رهبانیت است.

    ابراهیم فیاض عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم با اشاره به سریال مادرانه، سریالی که هر شب پس از افطار از شبکه سوم سیما پخش میشود، اظهار کرد: صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران در چند سال اخیر به نوعی در حال ترویج صوفیگری است که این موضوع در تولیدات آن به وضوح به چشم می خورد. سریال "مادرانه" یکی از همین مصادیق است که به این مساله دامن می زند.

    وی ادامه داد: در این سریال شاهد مشکلات بسیاری هستیم که راه برطرف شدن آن در پایان به پیرمردی با ریش و موی بلند ختم می شود که گوشه گیری، انزوا، رهبانیت و دوری از اجتماع را برگزیده و سر منشا کمال و نجات قلمداد می شود.

    این استاد دانشگاه افزود: همچینین در این سریال همچون بسیاری از تولیدات دیگر، سرمایه داری و به عبارت رایج آن پولداری، قبیح بوده و اغلب انسان های پولدار، افرادی ذاتا ناهنجار هستند که با خلاف کردن به ثروتی دست می یابند که این ثروت وسیله هلاک آنها خواهد بود.

    فیاض اضافه کرد: ترویج این اندیشه در کنار کارکتر پیرمردی صوفی که کلید رستگاری است، موجب می شود جامعه رو به انحطاط رفته و دچار انحراف شود؛ در شرایطی که ثروت می تواند منشا خدمات فراوانی به بشر از جمله ساخت بیمارستان، مساجد، اماکن فرهنگی، پیشرفت، اشتغال زایی، توسعه و سعادت شود، به عنوان ابزاری ناپسند معرفی شده که با کنکاش در این اعتقاد، ریشه های آن را در افکار مارکسیستی می توان یافت .

    عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه فرهنگ شیعه و دین اسلام بر پایه عقلانیت است و با مسائل خرافی سرناسازگار دارد، گفت: امروز با ترویج این افکار منحرف، شاهد پیدایش عرفان های نوظهور در جامعه هستیم که بی مسووولیتی را در میان نسل جوان ترویج داده و تقویت می کند. در سریال هایی با این مضامین مسوولیت از شخصیت جوان سلب شده و روش های نادرست و ناصحیح در زندگی در پیش گرفته می شود. بر این اساس جوان یا ازدواج نمی کند یا وقتی ازدواج می کند هنوز چند ماه نگذشته طلاق می گیرد چرا که ازدواج را جدی نگرفته و مسوولیتی نمی تواند بپذیرد. یا اینکه معتاد شده یا خودکشی و دیگر کشی می کند.

    وی تصریح کرد: کار صوفی در جامعه امروز فرار از مسوولیت، لودگی، خوشی و عدم عقلانیت است. بر طبق این دیدگاه جامعه ایرانی پیشرفت نمی کند و اگر کسی قرار است به سعادت دست یابد، باید به خارج از کشور رفته و در آن جا به هدف خود دست یابد. نکته جالب تر اینکه در این نوع تولیدات، تفکرات دینی هم با اندیشه های صوفیستی ترویج داده می شود.

    فیاض در خصوص راهکار مقابله با این جریان عنوان کرد: باید فیلنامه هایی در سیما تدوین شود که جان مایه های صوفیها و مارکسیست از بین رود. باید به اسلام عقلانی برگردیم که در فقه اکبر ما به شدت بالا است. کند. تصوف ابن عربی در حوزه فقه اکبر ما را محدودکرده است. فقه اصغر همان فروع است که از فروع کافی سرچشمه می گیرد. اما از اصول کافی به شدت دور شده ایم.



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392


    جواد افشار سریال «مادرانه» را در شمال کشور تمام کرد.

    به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آخرین سکانس های «مادرانه» روز گذشته با بازی مهدی سلطانی، شقایق فراهانی، هستی مهدوی فر و بازیگر نقش ارسلان در شمال کشور تصویربرداری شد.

    آخرین سکانس های این مجموعه مربوط به شخصیت های اصلی سریال بود که در شمال کشور ساخت آن به پایان رسید.

    همچنین آخرین قسمت از سریال ماه رمضان شبکه سه چهارشنبه، 16 مرداد ماه پخش خواهد شد. بر این اساس این مجموعه با پخش قسمت 27 به پایان میرسد.

    طبق پیش بینی کارگردان این مجموعه که اعلام کرده بود تصویربرداری این سریال تا بیست و هشتمین روز ماه رمضان ادامه خواهد داشت، کار ساخت این مجموعه روز گذشته، دوشنبه به پایان رسید.

    به گزارش ایسنا، سریال «مادرانه» به کارگردانی جواد افشار هر شب ساعت 21 از شبکه سه پخش می شود.

    در خلاصه داستان این مجموعه تلویزیونی آمده است: اردلان تمجید 20 سال پیش، پس از رها کردن نامزد سابقش مریم، با زنی متمول به نام رعنا ازدواج می کند. حالا این ازدواج به جدایی رسیده و زن، بچه هایش را می خواهد، ولی مرد امتناع میک ند.

    مهدی سلطانی، لعیا زنگنه، مهرداد ضیایی، عباس غزالی، هستی مهدوی، شقایق فراهانی فر از جمله بازیگران اصلی این سریال هستند.



    دسته بندی : اخبار - News
    برچسب‌ها: اخبار, آخرین قسمت سریال مادرانه, مهدی سلطانی سروستانی, لعیا زنگنه, جواد افشار


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392

     

    شکست «مادرانه» در کارکرد دینی | با جدایی از واقعیت، سریال دینی ساخته نمی شود


    سریال پرببینده رمضان تلویزیون، با وجود همه مراقبتهای ظاهری ساخت سریال دینی؛ کارکردی دینی نداشت. جدایی «مادرانه» از واقعیت امروز جامعه ایران نتیجهای جز این نمیتوانست داشته باشد


    «مادرانه» آخرین ساخته محمدرضا شفیعی و جواد افشار این روزها ساعات بعد از افطار ایرانیها را تسخیر کرده است. تاریخچه سریالهای مناسبتی دینی در این بیست سال به خصوص در سالهای اخیر نمایش واضحی از اغتشاشات و جعلیات بیمورد دینی است، اما مهمتر از همه آنها، طرح ادعای ساخت سریال دینی در تلویزیون ایران در همه این سالها از سوی مدیران و سازندگان این نوع آثار است. مورد «مادرانه» موعد خوبی برای طرح این مدعی است با طرح این سوال اساسی که:" «مادرانه» سریال ماه رمضانی شبکه سوم که همه مراقبتهای معمول داستانی و همینطور ظاهری ساخت یک سریال دینی را رعایت کرده است یک سریال دینی است؟"

    دو مقدمه:
    الف) «مادرانه» از فرمول همیشگی این سالهای سریالهای موسوم به دینی در تلویزیون پیروی میکند. فرمولی که طبق سادهترین نوع یک اصل ابتدایی بدون پردازش دینی «هر کسی کار بد کند به سزای کارش میرسد و هر کس کار خوب کند در این دنیا موفق و نیکبخت میشود» طرحریزی شده است. در مادرانه ما آدمهای بدی را میبینیم یا آدمهایی را میبینیم که کار بدی انجام میدهند و خیلی زود به نتیجه آنچه باید به سرشان بیاید میرسند و در مقابل آدمهای خوبی را هم میبینیم که پاداش خوب بودن را خیلی زود میگیرند. فرزاد و رها دختر و پسر ماجرا و اردلان پدر رها و همینطور رعنا مادر رها و البته شریک تجاری اردلان، نائب که اسطوره همه بدیهاست؛ طبق این فرمول آدمهای بدی هستند یا میشوند که بعد از انجام بدی انواع و اقسام بلاهای زمینی و آسمانی سرشان میآیند و به واضحترین شکل ممکن نتیجه کارهای بدشان را میگیرند و در مقابل محمدجواد و حاجآقا ثانی و مریم و پهلون جلیل هم که در همه این سالها خوب بودهاند و خوب ماندهاند سرانجام لذت پاداش خوب بودن را میچشند. این معمولیترین فرمول ساخت سریال دینی در تلویزیون ایران است. فرمولی که «کلید اسرار» ترکیهای و «شاید برای شما اتفاق بیفتد» ایرانی نمونههای واضح و الگویهای خاص آن بودند.

    ب) «مادرانه» مراقبتهای ظاهری ساخت یک سریال دینی را تمام و کمال فراهم آورده است. از تفاوت کلیشهشده و بیرمق تفاوت ظاهری آدمهای خوب و بد سریال به سبک سریالهای دهه پنجاه تلویزیون بگیرید تا تفاوت در دکوپاژ و نورپردازی خانههای آدم بدها و آدم خوبها.محمدجواد و حاجآقا ثانی و پدر مریم همه ریش دارند.مریم دختر مثبت قضیه، مادر فرزاد، گلبانو خدمتکار خوب خانه اردلان و همسر محمدجواد همه چادریاند و اردلان و شریکش و حسابدار قاتلاقش و آن آدمجایزهبگیرهای نائب همه ششتیغه هستند. و البته که «مادرانه» یک ناجی هم دارد که منتظریم پررنگتر وارد شود. حاجآقای ثانی، پیرمرد عارفمسلکی که دائم از حاجآقا مجتبی تهرانی و مرحوم مجتهدی نقل قول میآورد و ریش سپید و چهره نورانیای هم دارد و کلی طول میکشد تا دو جمله بگوید و کلا همه چیز در خانهاش نورانی است و همه خوبند و دائم لبخند میزنند به همدیگر. این یعنی اینکه «مادرانه» طبق یک فرمول رنگو رو رفته قدیمی به همه چیز فکر کرده است تا اثبات کند که یک سریال دینی است.

    همه چیز طبق روال و فرمول اما نتیجه کار چه از آب درآمده است؟ واقعیت این است که با وجود همه این مراقبتهای ظاهری و همه تلاش مادارنه برای پیروی از الگوی کلاسیک ساخت اثر تصویری دینی در ایران، نتیجهای که این روزها در حال تماشایش از تلویزیون ایران هستیم واضحا یک سریال دینی نیست.
    سه نتیجه:

    الف) اول اینکه منطق ادعا شده در سریال به هیچ وجه دینی نیست.«مادرانه» در حال القای یک فرمول خاص برای زندگی است: هرکسی میتواند بدترین شیوه را برای زندگی انتخاب کند، فساد مالی داشته باشد، شیوه نامتناسبی برای تربیب فرزندانش داشته باشد؛ مال حرام وارد زندگیاش بشود و آخر زندگی طبق اتفاقاتی که خودش اصلا در آن دخیل نیست به سعادت برسد. اردلان، شخصیت اصلی سریال مادرانه دقیقا همین مسیر را طی میکند. آدمی است که یک دختر را کاملا بیاخلاقانه رها میکند و برای پول با دختر دیگری ازدواج میکند و بعد از هر نوع رانت و حرامخواری دیگری مضایقه نمیکند و سرانجام طی اتفاقاتی که برای دخترش میافتد به طرز معجزهآسایی متوجه اشتباهاتش میشود و برمیگردد با همان دختر قبلی ازدواج میکند و مرد خوبی میشود و هر چند گذشتهاش همچنان رهایش نمیکند؛ اما به راه درست رسیده است. بدون اینکه خودش نقشی در این مسیر داشته باشد. طبق این فرمول احتمالا نائب هم شانس نداشته است که دختری داشته باشد که به کما برود و بعد آدم شود. این طبیعی است که این فرمول زندگی ترویجی «مادرانه» هیچ منطق دینی و حتی عاقلانهای ندارد و نتیجه واضحش به بینندگان پای سفرههای افطارش علاوه بر القای انفعال و بیارادگی در سرنوشت آدمها این گزاره است: میتوانید زندگی کافرانه و فاسدی داشته باشید، آخر عمر با یک اتفاق خوش، همه چی درست میشود.
    اما فرمول «کار بد کنی نتیجهاش را میبینی و کار خوب کنی نتیجهاش را میبینی» دو نقص منطقی و واقعی بزرگ دارد؛ اول اینکه طبق این فرمول اصولا نیاز به وجود دنیای دیگری به نام دنیای آخرت وجود ندارد. طبق دینی که مادرانه برای ما تعریف میکند قرار است همه آدمبدها در همین دنیا مجازات شوند و همه آدم خوبها هم در همین دنیا به نتیجه کار خوبشان برسند. پس چه نیازی به وجود دنیای دیگری است؟ وقتی قرار است همه چیز در همین دنیا حل شود و همه چیز در همین دنیا پاسخ داشته باشد چه لزومی دارد که دنیای دیگری هم وجود داشته باشد؟همینجا خودمان همهچیز را دور هم حل میکنیم دیگر.
    قرار نیست در «مادرانه» مشابه همه سریالهای مبتذل بهشت و جهنمی و شیطان و روحی این سالها ما مستقیما وارد دنیای دیگر شویم، اما «مادرانه» کاملا از هر نوع اشارهای به انعطاف این سیستم با وجود دنیای دیگری به نام دنیای آخرت عاری است.

    اما نقص واقعی این الگو گزاره سادهای است:"در دنیای واقعی عملا این اتفاق نمیافتد." یعنی ما در زندگی واقعیمان با آدمهای مختلفی روبرو هستیم که در زندگیشان بدی میکنند، فساد میکنند، رانتخوارند و مال حرام وارد زندگیشان میشود اما زندگی راحت و خوب و بدون دردسری دارند و به همین ترتیب آدمهای بسیار خوبی را میبینیم که در کل زندگیشان خوب بودهاند اما زندگی ظاهراً مساعدی ندارند، در فقر به سر میبرند، همسرشان ازشان جدا شده است یا فرزندانشان به راه غلط رفتهاند. طبیعی هم هست، ما دنیای دیگری را قبول کردهایم اما ظاهرا مادرانه قبول نکرده است. به همین ترتیب وقتی بیینده عادی ما مشاهده میکند که سیستم معامله دینی که برایش تعریف شده است با سیستمی که در دنیای واقعی در حال برخورد ملموس و روزمره با آن است کاملا متفاوت است، نسبت به کل سیستم بیاعتماد خواهد شد. «مادرانه» به ما میگوید که همه آدمبدها سرانجام زندگیشان ویران میشود و همه آدم خوبها بالعکس. اما ما در زندگیمان چنین چیزی را نمیبینیم پس روا نیست که به کل سیستم بیاعتماد شویم.

    ج) علاوه بر این دو ایراد اساسی به منطق سریال به نظر میرسد که حالا دیگر بعد از یک تجربه سیساله باید به این نتیجه رسیده باشیم که مهمترین معیار ما برای نهادن لقب دینی به یک سریال یا فیلم باید کارکرد دینی سریال روی مخاطبانش باشد و وقتی قرار است سریالی در بهترین باکس پخش تلویزیون در سال، با این همه تبلیغات را سریال دینی بدانیم باید حداقل روی بخش بزرگی از جامعه کارکرد دینی داشته باشد و این اتفاقی است که در «مادرانه» نمیافتد به دودلیل واضح که اولین آن جدایی داستان و سریال ما از هر نوع واقعیت روزمره و ملموس این روزهای جامعه ایران است. سریال ما از واقعیت با سطح بالای ابتذال و بیمایهگی کلامی و تصویری و روایتی در آن به شدت دور است. دومین دلیل این نداشتن کارکرد دینی هم محدود کردن دایره مخاطبان سریال به یک قشر محدود با پراکندگی محدود در جامعه و همینطور محدود کردن دایره اتفاقات سریال به اتفاقات تخیلی یک در هزار است.

    «مادرانه» علاوه بر ساخت ضعیف و کارگردانی ابتدایی، شیوه روایت خاصی دارد که در خیلی از مواقع ماجرای جدی و تلخ آن را به یک کمدی زننده تبدیل میکند. آدمها و به خصوص نوع روابط آدمها در سریال «مادرانه» هیچ شباهتی به واقعیت امروز زندگی ما ندارد. در شیوه تئاترگونه دیالوگنویسی سریال که بعضا روایت «مادرانه» را به نوعی به رخ کشیدن توانایی هنری نویسنده فیلمنامه تبدیل میکند، این نکته به شدت ساده و بدیهی مغفول مانده است که آدمها همه یک شکل حرف نمیزنند و در حرفزدنشان هم قرار نیست اسطوره ادبی خلق کنند. سعید نعمتالله در آخرین تجربه فیلمنامهنویسیاش سعی کرده است که یک اثر هنری وارسته خلق کند، فارغ از اینکه ادعای ساخت یک اثر اجتماعی معاصر تناسبی با این شیوه دیالوگنویسی خاص ندارد و نتیجهای هم جز دوری مردمی که قرار است روی آنها کارکردی دینی داشته باشیم ندارد. فارغ از اینکه این اثر هنری در مواقعی به یک تراژدی کمیک هم تبدیل میشود. جایی که مریم از با روسری خوابیدن رها تعجب میشد: "تو شبها هم با حجاب میخوابی؟" و جایی که اردلان به دختری که اتفاقا این دفعه برخلاف عرف رایج سریالهای ما که آرایش داشتن ملایم بازیگران زن است، آرایشی روی صورتش نداشت گفت آرایشت را پاک کن. و البته که واکنش نویسنده سریال در صفحه فیسبوکش ثابت کرد که شگفتیهای فضایی سریال زیاد هم پربیراه نیست.نعمتالله در صفحه فیسبوکش نوشت:که اینها را از عمد نوشتم تا این محدودیتها در ساخت سریال در تلویزیون را محکوم کنم. احتمالا با همان فرض ضریب هوشی ای که برای بینندگان در نظر گرفته بود.

    در هر صورت آدمهای فضایی «مادرانه» و روابط فضایی آدمها با هم در سریال، در مواقعی فقط نتیجه حیرت بینندگان سریال از زندگی کردن نویسنده و کارگردان این سریال در جامعه امروزی را به بار میآورد. آدمهای سرگردان و خاصی که دائما به هر جا سر میکشیدند و بعضادیالوگهای شعرواری را با یکدیگر ردوبدل میکردند و احتمالا فقط نویسنده سریال به خیال قدم زدن در راه مرحوم علی حاتمی از آنها سرذوق میآمد. نشانهها و علائم بیدقتیهای فراوان سازندگان سریال در شبکههای اجتماعی به اندازهای پخش شده است که دیگر دربارهاش صحبت نکنیم اما باید به این اشاره کنیم که نوع بدوی ساخت و روایت داستان فیلم تا اندازه بسیار زیادی آن را از درگیر کردن مردم دور کرده بود و تجربه تماشای آن راتبدیل به یک تجربه خاص مثل دیدن یک فیلم هندی یا تاریخی کرده بود نه فیلمی که قرار است درگیری نزدیکی با مردمی ایجاد کند که قرار است متنبه شوند.

    این نکته اول، اما چنانچه گفتیم داستان «مادرانه» بر روی قشری متمرکز شد که یک درصد جامعه هم نیستند. قرار نبود ما با خانوده محمدجواد درگیر شویم، یا حتی فرزاد و خانوادهاش، ظاهرا قرار است که ارسلان و رها از قشر بینهایت پولداری که به قول رها فقط یک میلیون تومان پول پاستیل میدهند تا ابد محور سریالهای دینی ما قرار بگیرند و طبیعی است که تا ابد عموم مردم جامعه ما آنقدر از آنها دورند که سریالها میآیند و میروند و اتفاقی نمیافتد و همین میشود که ما اینجا نتیجه میگیریم که «مادرانه» یک سریال دینی نیست. چرا؟ چون کسی با آن همذاتپنداری نمیکند و با آن یکی نمیشود. چرا؟ چون آنقدر دمدستی و ابتدایی ساخته شده است که نمیشود پلی میان آن با واقعیت زد و آنقدر خودش را به یک قشر خاص و محدود، محدود کرده است که کسی جزءشنیست. آدمهای به شدت خاص و اتفاقات به شدت خاص معمولا کارکرد دینی در یک سریال اجتماعی به وجود نمی آورند.

    ج) به همه اینها این را هم باید اضافه کنیم که چرا همچنان تصور میشود که یک روایت تلخ از آدمهای شکست خورده اجتماع بهترین انتخاب برای ساخت یک سریال دینی و ایجاد تنبه در "ملت همیشه متنبه شده ایران در سریالها"ست؟ بهترین یا سادهترین یا دمدستی ترین انتخاب؟ طبیعتا به اعتقاد ما گزینه آخر...

    در همه این سالها سریال دینی سریالی بوده است که بدبختی و فلاکت آدم بدها را نمایش میدهد و بخش مهمی از دین، چیزی که نامش را امید و رجا میگذاریم در سریالهای دینی ما پنهان شده باقی میماند یا نهایتاً بازهم محدود به همین آدم بدها میشود. سیستم دینی تلویزیونی ایجاد ترس برای تنبه، علاوه بر اینکه دیگر در روزگار امروز کارکردی ندارد با پشتوانه دینی خاصی هم در همه این سالها پشتیبانی نشده است. آن هم در روزهایی که در فرهنگ دینی به نام روزهای رحمت و مهر لقب گرفته است هر روز باید شاهد بدبختی و فلاکت آدمها باشیم. شاهد فریادهای رها بر سر پدر و مادرش...

    حمیدرضا بوالی: تسنیم

    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392


    معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه + نقد سریال مادرانه + یادداشتی بر سریال مادرانه + سریال مادرانه + نقد و تحلیل بازی بازیگران سریال مادرانه  + لعیا زنگنه و مهدی سلطانی

    بازی‌ های خوب، پوششی برای قصه‌ای معمولی | نقدی بر سریال مادرانه

    مادرانه» جواد افشار در حالی شروع می‌شود که هنوز سفره‌های افطار پهن است و همچنان تماشاگران تلویزیون در حال خوردن چای و شام هستند، به همین دلیل هم مادرانه در این شرایط پربیننده ترین سریال ماه رمضان امسال می‌شود.
    مادرانه روایت سه مادر است، مادر اول وجود ندارد و تنها نامی از او در میان است، اردلان تمجید چند بار مادرش را توصیف می‌کند و محمد جواد چند بار رفتار اردلان با مادرش را چماقی می‌کند و بر سرش می‌کوبد! مادر دوم مادری است که بچه ۶ ماهه خود را رها کرده و به خارج از کشور رفته است، حالا که بچه‌ها بزرگ شده اند، مادر پشیمان برگشته تا فرزندانش را هم با خود ببرد.
    این مادر در میانه بی مسؤولیتی و احساس مسؤولیت قرار دارد و باید نشان دهد، حس مادرانه قابل بازگشت است! مادر سوم هم مادر فرزاد است؛ زنی که پس از فوت شوهرش سعی می‌کند خانواده سه نفری خود را با آبرو بزرگ کند و فرزندش را از سودجویی و کلاشی دور نگه‌دارد. داستان سریال آنقدرها کشش ندارد که مخاطب، آن را بهترین سریال ماه‌های رمضان بداند، شکستن خط قرمزها و نشان دادن یک دختر دانش آموز معتاد آن‌هم برای اولین بار از تلویزیون جمهوری اسلامی هم نمی‌تواند این داستان را جذاب کند. تکرار یک موقعیت برای یک کاراکتر شاید قرار باشد یاد آوری کند که از «مکافات عمل غافل نشو» اما تأکید بر این تکرار در ذوق بیننده می‌زند، اینکه نشان دهیم فرزاد همان راهی را می‌رود که اردلان رفته و اردلان به همان بلایی گرفتار می‌شود که بر سر پدرزن سابقش آورده از آن اتفاقات تکراری سریالهای ایرانی و البته مناسبتی است.
    البته چنین هم نیست که این داستان بد باشد، ریتم تند آن و اتفاقات پی‌در‌پی نشان می‌دهد، حجم ماجراها در این داستان زیاد است و مخاطب با سریالی پرحادثه رو به روست و شاید همین ریتم تند و اتفاقات پی در پی سبب می‌شود مخاطب دیدن آن را از دست ندهد.


    بازی‌ های خوب، برگ برنده سریال

    اما آن چیزی که بیننده را بیشتر شیفته دیدن می‌کند، نه داستان و اتفاقات و نه دیالوگهای ضعیف قصه که بازی‌های خوب بازیگران این سریال است.

    برای دومین بار است که مخاطب مهدی سلطانی سروستانی (اردلان تمجید) را در ماه رمضان و در سریالی مناسبتی می‌بیند، او یک‌بار دیگر هم در همین ماه با مجموعه «در مسیر زاینده رود» در نقش یک آدم درستکار و پهلوان ظاهر شده بود و اتفاقاً در آن سریال هم نقشی به یادماندنی از خود بر جای گذاشته بود.

    مهدی سلطانی این‌بار در حالی به ماه رمضان آمده که باید در یک نقش منفی حضور داشته باشد، نقشی که از او یک آدم زد و بند باز خلافکار می‌سازد و انصافاً او از پس این نقش بخوبی برآمده است.
    دکتر مهدی سلطانی جزو معدود بازیگرانی است که با مدرک دکترای تئاتر مقابل دوربین قرار می‌گیرد، سابقه تئاتری او به قدری درخشان است که نتوان از آن گذشت و او مقابل دوربین هم با این تجربه و دانش قرار می‌گیرد و افزون بر بازی تئاتری، شاخصه‌های بازی مقابل دوربین را هم بخوبی رعایت می‌کند.
    شاید اردلان تمجید اصلی ترین دلیل تماشاگران برای تماشای مادرانه باشد.

    عباس غزالی (فرزاد) هم یک بازی ماندگار از خودش به نمایش می‌گذارد، او در مادرانه باید جوانی باشد که به جنگ خیر(مادرش) و شر (عشق رها تمجید) برود و به مخاطب از تضادهای موجود در چنین جنگی بگوید. فرزاد باید یک تکرار باشد، تکرار اردلان و او این تکرار را خوب بازی می‌کند، چه آنجا که عشق رها را نشان می‌دهد، چه جایی که فرزند مادری مؤمن می‌شود و چه زمانی که برای کلاشی پیش اردلان می‌رود.این بازی برای عباس غزالی یک بازی فراموش نشدنی است، همان‌گونه که بازی او در «وضعیت سفید» همین شرایط را برایش ایجاد کرد.

    مهرداد ضیایی (محمد جواد) مثل همیشه است، او یک سطح معقول از بازیگری را دارد که سبب می‌شود نه در نقشی بماند و نه یک نقش را بسوزاند. اگر چه او باید نقش سفید داستان را بازی کند و گاه این سفیدی چنان می‌شود که مخاطب از باور آن سر باز می‌زند، ولی در ایفای نقش محمد جواد را باور می‌کند و احساس می‌کند با نبود او قصه یک چیزی کم دارد. در واقع مهرداد ضیایی سر جای خودش ایستاده و مخاطب او را در همین نقطه دوست دارد.

    لعیا زنگنه (رعنا خجسته) آنقدر پخته است که بازی اش در ذهن مخاطب تنش ایجاد کند، او حتی اگر در ماه محرم سال قبل نقش یک زن مصلح را هم بازی کرده باشد، ولی در مادرانه چنان است که مخاطب او را در نقش جدید با نقش قبلی مقایسه نکند. او نقش مادری را که برای جبران گذشته آمده، خوب بازی می‌کند، مادری که می‌خواهد به فرزندانش ثابت کند دلسوز آنهاست و حاضر است برای نجات آنها از دست پدر عصبی و بداخلاق هرکاری بکند، مهارت زنگنه در این نقش سبب می‌شود بیننده کاملاً چنین مادری را باور کند.

    در واقع این بازی‌ها در کنار اینسرتهای (نماهای لایی) خوب و تصویر برداری قابل قبول را باید به حساب کارگردانی خوب جواد افشار گذاشت، اگرچه داستان چنگی به دل نمی‌زند و می‌توان پایان آن را حدس زد، ولی کارگردانی جواد افشار از این قصه معمولی، یک سریال خوب در آورده که حداقل به فرار بیننده منجر نمی‌شود.

     

    سید محمد مبین: روزنامه قدس



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل بازی بازیگران سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392



    وقتی مادرانه و دودکش هم حریف حریم سلطان و کوزی گونی نمی‌شوند

    وقتی نه می‌توانیم داستان تعریف کنیم و نه ربطی به جامعه‌مان داریم


    محمدرضا لطفی: به راستی وظیفه یك رسانه مردمی و ملی چیست؟تلویزیون چه نقشی در جامعه دارد و مدینه فاضله‌اش كجاست؟چه انتظاراتی باید از آن داشت و جایگاه حقیقی‌اش كجاست؟

    به گزارش کافه سینما به نقل از برنا: این پرسش‌های مهم و كلیدی نه فقط برای صداو سیمای كشور ما،كه برای تمام تلویزیون‌ها در دنیا صدق می‌كند. موارد و پرسش‌های كلیدی كه همواره با پاسخ دادن به آن‌ها جایگاه رسانه مشخص و معین می شود و در انتقال این اهداف است كه شبكه‌ای موفق می‌شود و شبكه منجر به شكست!

    اما به كشور خودمان بازگردیم.به ایران.به جایی كه رسانه تلویزیون طبق قانون در انحصار دولت است و چند سالی است كه بانگ پیروزی شبكه‌های ماهواره‌ای به هوا برخواسته است و كارشناسان معتقدند كه تلویزیون در این رقابت بازی را واگذار كرده است. هرچند كه هم‌چنان مدیران ارشد این رسانه ملی بدون توجه به واقعیت‌ها همواره از خود آمار ارائه می‌دهند و میزان جذب و رضایت تماشاگران را مثبت ارزیابی می‌کند.

    اما چه كسی آمار بدهد و چه كسی منكر حقیقت شود، این یك واقعیت محض است كه این روزها سرگرمی مردم سریال‌های تركیه‌ای،كره‌ای و آمریكای لاتین شبكه‌های ماهواره ای است و سهم صداوسیمای داخلی تقریبا صفراست.

    اما چرا؟به راستی علت این عدم استقبال و بی‌اعتمادی كجاست؟چرا مردم علاقه مند به دیدن سریال‌های ماهواره‌ای كه اتفاقا كیفیت فنی و ساختاری پایین دارند هستند؟چه چیز در میان مجموعه‌های ایرانی وجود ندارد كه مردم روی خوش نشان نمی‌دهند؟

    به نظر می‌رسد اكنون زمان مناسبی برای پاسخ به این پرسش باشد. زمانی كه به نوعی فستیوال سریال‌های وطنی و تلویزیونی به حساب می‌آید. ماه مبارك رمضان كه كورس سریال‌های مختلف در شبكه های سراسری و حتی دیجیتال برپاست.

    اما مشكل همچنان باقیست.اما چرا؟ پاسخ چندان سخت نیست.یك سریال تلویزیونی در هركجای دنیا كه ساخته شود در وهله اول باید مخاطب جذب كند و سرگرم كننده باشد.باید قصه تعریف كند و به دور از شعار مفرح باشد.با این حساب شاید پرونده نیمی از مجموعه‌های تلویزیون بسته می‌شود .مجموعه‌های كه پر از شعار هستند و به دور از قصه و روایت جذاب.

    اما این گام نخست است.در گام بعدی شخصیت‌های یك اثر نمایشی و سریال باید به مردم و جامعه نزدیك باشد. باید مخاطب آن‌ها را لمس كند، باید خوب‌ها و بدهای یك اثر را در دور و بر خود مشاهده كند و دغدغه شخصیت‌ها دغدغه جامعه باشد.

    حال به راستی چقدر تلویزیون و تصویری كه از این سیمای محترم پخش می‌گردد به بطن واقعی جامعه نزدیك است؟ به سریال‌های ماه رمضان امسال برگردیم. به راستی اردلان تمجید مادرانه شامل حال چند درصد از جامعه است؟خروس و شخصیت‌هایش چقدر شبیه به واقعیت‌های مردم هستند؟ یا سریال دودکش تا چه حد توانسته با روایت یک قصه ایرانی مخاطب را پای تلویزیون بنشاند.

    با پاسخ به این پرسش درمی‌یابیم كه متاسفانه چقدر تلویزیون از بطن و خواستگاه جامعه دور است و گویی هنوز جامعه شناسی درستی از ایران و ایرانی و مخاطب ایرانی ندارد و باز این‌كه در كمال تاسف باید گفت: بله ما میدان را واگذار كرده‌ایم و آش آنقدر شور است كه مردم به حق با شخصیت‌های سریال های تركیه ای و كره‌ای و آمریكای لاتین احساس همذات پنداری بیشتری می‌كنند و آن‌ها را به خود نزدیك‌تر می‌بینند.

    و خب اینجاست که دوباره این سوال شکل می گیرد که چرا چرا مادرانه و دودکش رقیب کوزی گونی و حریم سلطان نشدند.



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392


    سایت جام جم آنلاین نظر سنجی در خصوص میزان محبوبیت سریال های که در ماه مبارک رمضان از شبکه های مختلف صدا و سیما پخش می شود انجام داده است.

    براساس این نظر سنجی تا امروز (دوشنبه 14مرداد) سریال مادرانه با 51درصد بیشتری محبوبیت را در بین مخاطبان تلویزیون به خود اختصاص داده است.

    سریال دودکش با 44 درصد و خروس با 4 درصد در ردهای بعدی قرار دارد. تا کنون بیش از 7هزار نفر در این نظر سنجی شرکت کرده اند.

    طبق روال هر سال، سریال های از شبکه های مختلف سیما در ماه مبارک رمضا پخش می شود که هر ساله با استقبال بینندگان روبه رو می شود.



    دسته بندی : اخبار - News
    برچسب‌ها: سریال مادرانه محبوب ترین سریال ماه رمضان 92


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - سه شنبه پانزدهم مرداد 1392


    مصاحبه با شقایق فراهانی بازیگر سریال مادرانه + شقایق فراهانی بازیگر نقش مریم در سریال مادرانه + مصاحبه + شقایق فراهانی

    به نقل از باشگاه خبرنگاران ، شقایق فراهانی متولد 2 مرداد 1351 در تهران است. او فرزند بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا است.

    وی از کودکی همراه پدر و مادرش به بازی در تئاتر پرداخت. با حضوری کوتاه در فیلم سینمایی لیلا به سینما آمد. اما تنها در فیلم‌سینمایی چتری برای دو نفر توانست توانایی‌های خود را به نمایش بگذارد. بازی او در این فیلم کاملا بر بازی بازیگران مقابلش رضا کیانیان و هدیه تهرانی برتری دارد. با بازی خویش در فیلم پروانه در سطح بین‌المللی هم توانست موفق شود.

    این روزها سریال مناسبتی مادرانه از شبکه 3 سیما پخش می‌شود که شقایق فراهانی در نقش مریم زمان توانست خوش بدرخشد. به بهانه پخش این سریال مناسبتی پای گپ و گفتی با او نشستیم که بخشی از آن را در مصاحبه زیر می‌خوانید:

    * خانم فراهانی شما بعد از حضور در مجموعه خانه پدری با وقفه‌ای طولانی به تلویزیون آمدید،‌ چگونه این تصمیم را گرفتید؟

    خانه پدری تجربه خوبی بود و بعد به دلیل دلتنگی‌هایی که در کار پیش آمد دیگر تصمیم گرفتم کمتر در یک اثر اجتماعی بازی کنم مگر اینکه کاری تاریخی یا مذهبی باشد.

    * که با کلاه پهلوی دوباره به تلویزیون برگشتید؟

    بله. با کار تاریخی کلاه پهلوی ساخته سید ضیاء‌الدین دری که با 5 سال وقفه همراه بود به تلویزیون آمدم. به دنبال این بودم که کاری باشد که مرا جذب کند که پیش نیامد تا کلاه پهلوی و البته حضور در جراحت به من پیشنهاد شد که نتوانستم آن را قبول کنم.

    * حضور در مادرانه را چطور پذیرفتید؟

    پیش‌تولید مادرانه قبل از عید شروع شد و زمانی که پیشنهاد حضور در این کار به من شد ابتدا فیلمنامه را خواندم و داستان بسیار جذاب و گیرایی داشت و به قول یکی از همکارانم، اگر کاری مرا جذب نکند آن وقت است که به جنبه اقتصادی آن فکر می‌کنم.

    در سریال مادرانه کل داستان و همه شخصیت‌ها بسیار جذاب بود و الان می‌بینم که مادرانه با عکس‌العمل خوب مردم مواجه شده و از این بابت بسیار خوشحال هستم و جا دارد که یک خسته نباشید دیگر به سعید نعمت‌الله نویسنده و جواد افشار کارگردان بگویم که وی با زبان روزه در دو شیفت صبح و شب کار را هدایت می‌کند.

    * بازی متفاوت شما هم ما را خوشحال کرده و هم امیدوار که شما را در دیگر آثار تلویزیونی مثل سه کار قبلی متفاوت ببینیم، نظر خود شما چیست؟

    از اینکه می‌شنوم که متفاوت بازی کرده‌ام، خیلی خوشحال هستم و امیدوار می‌شوم که مردم از شقایق فراهانی در بازی‌هایش دور می‌شوند.

    * فیلمنامه مادرانه چقدر به بازی موفق شما کمک کرد؟

    به عقیده من اگر مادرانه مورد توجه و درخشش مردم قرار گرفت نتیجه نگارش و قلم خوب سعید نعمت‌الله بوده و همه بازی‌های ما هم در چهارچوب متن پیش رفته است که سپاس ویژه از او دارم.

    * از بازی در کنار اردلان تمجید یا بهتر بگویم مهدی سلطانی سروستانی چگونه بهره‌مند شدید و در واقع چگونه پارتنری برای شما بود؟

    مهدی سلطانی سروستانی هنرمند توانمندی است که به عنوان پارتنر بسیار عالی بود و خوش درخشید.

    همیشه معتقدم وقتی هم بازی یک هنرمند در هر اثر یا مجموعه‌ای توانمند باشد ذوق و درخشش همه ما صد چندان می‌شود، من در تمامی کارهایی که بازی کرده‌ام همبازی‌های خوبی داشته‌ام.

    معتقدم اگر در کلاه پهلوی، داریوش فرهنگ نبود خوب مه‌لقا هم خلق نمی‌شد و در خانه پدری، اگر پدرم بهزاد فراهانی نبود، سارا شکل نمی‌گرفت و در مادرانه هم مادرم فهیمه رحیم نیا و مهدی سلطانی سروستانی مؤثر بودن که نهایت تشکر را از همه آنها دارم.

    * به مادر خود اشاره کردید، استاد رحیم نیا، چقدر وی شما را در ایفای نقش هر چه بهتر مریم زمان همراهی کرد؟

    مادر من از سالیان دور در تئاتر بازی می‌کرد و در طی این سالها جسته و گریخته با وی و پدرم بازی می‌کردم و فکر می‌کنم سال 75 بود که در کار مهره به کارگردانی سجادی با مادرم به ایفای نقش پرداختم. لطف آقای افشار کارگردان کار بود که به من گفتند این نقش را مادر شما بازی می‌کند؟ و من گفتم نمی‌دانم، وی باید فیلمنامه را بخواند و مادر هم خواند و پسندید. من و مادرم مثل دو دوست هستیم و او همیشه مرا راهنمایی می‌کند و گاهی من به وی کم‌لطف هستم که از او در همین مصاحبه عذرخواهی می‌کنم.

    * سخت نبود که با مادر خود در یک اثر بدون در نظر گرفتن اینکه او مادر واقعی شما است، بازی کنید؟

    نه، بیشتر با پدر برایم سخت بوده است. چون زمانی بوده که با پدرم بازی کردم ولی باید مقابل او می‌بودم و فکر می‌کردم که او پدر من نیست ولی در مادرانه مادرم در کنارم بود.

    *شما به عنوان مخاطب، مادرانه را چگونه دیدید؟

    خب،مادرانه به شعور مخاطب احترام گذاشت ولی متأسفانه ممیزی‌ها و قوانین خاص گاهی باعث لطمه به کار شد ولی نشان داد که می‌تواند مردم را از ماهواره‌ها دور کند تا بعضی از مردم سریال‌های بی‌محتوایی ترکیه را نبینند.

    پس مادرانه نشان داد که هنرمندان ما می‌توانند مثل گذشته بدرخشند و آثار سینمایی و تلویزیونی ما دوباره در جهان اول شود ولی خواهش می‌کنم که دست‌اندرکاران مجموعه‌های تلویزیونی کمتر سخت‌گیری داشته باشند. فکر می‌کنم در جایی سانسورها به کار لطمه می‌زند، چون هنروران ما سعی می‌کنند که کاری در شأن مردم و ایران بسازند و نشان دادند که می‌توانند و موفق هم می‌شوند. من از بابت موفقیت مادرانه خیلی خوشحال هستم و از طرفی ناراحت، به این دلیل که چرا کارهای ما باید با سریال‌های بی‌محتوای ترکی مقایسه شود و از سوی دیگر هنوز شبکه به ما پول نداده است. ما به عشق مردم کار می‌کنیم ولی خب از این کار هم زندگی ما می‌گذرد، به هر حال امیدوارم در سیاست‌ها تغییری داده شود تا آثار کمتر با ممیزی روبرو شوند.

    * اکنون روند فیلمبرداری به چه صورت ادامه دارد؟

    مشغول ضبط قمست‌های آخر مادرانه در یک درمانگاه در ازگل هستیم و فکر می‌کنم فیلمبرداری قسمت‌های 26 و 27 در حال ضبط است و کار در دو گروه یا بهتر بگویم در دو شیفت فیلمبرداری می‌شود تا زودتر به پخش برسد و جواد افشار با زبان روزه همچنان در حال تلاش و دوندگی است و جا دارد که از همه تیم تشکر کنم.



    دسته بندی : مصاحبه - Interviews
    برچسب‌ها: مصاحبه با شقایق فراهانی بازیگر سریال مادرانه, شقایق فراهانی بازیگر نقش مریم در سریال مادرانه, مصاحبه, شقایق فراهانی


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - دوشنبه چهاردهم مرداد 1392


    "حميدرضا هدايتي" بازيگر نقش "جليل زمان" در سريال "مادرانه" در گفتگو با خبرنگار حوزه راديو تلويزيون در خصوص نقش خود در اين اثر بيان كرد: قبلا با "سعيد نعمت‌الله" تجربه همكاري داشتم و با توجه به همكاريمان در سال‌هاي گذشته و علاقمندي به شخصيت "جليل زمان" اين نقش را پذيرفتم.
    وي ادامه داد: در سر ضبط صحنه‌ها "نعمت‌الله" حضور داشت و براي خوب اجرا شدن نقش به بازيگران كمك مي‌كرد.

    "هدايتي" در خصوص همكاري خود با كارگردان "مادرانه" افزود: اولين تجربه همكاريم با "جواد افشار" كارگردان اين مجموعه بود از اينكه در سريال "مادرانه" ايفاي نقش كردم بسيار خوشحال و خرسندم و اين همكاري تجربه خوبي در كارنامه هنري‌ام خواهد بود.

    بازيگر نقش "جليل زمان" اظهار داشت: به دليل تصميم مسئولان در جهت پخش مجموعه "مادرانه" در ماه رمضان اين سريال 50 قسمتي به 30 قسمت تغيير كرد.

    وي در ادامه گفت: با توجه به اينكه حدود 20 قسمت از كار كم شده قطعا داستان "مادرانه" با حذفياتي روبرو شده و اين موضوع به كار لطمه مي‌زند. البته "جواد افشار" كارگردان اين اثر به خوبي توانست از عهده كار برآيد.

    "هدايتي" تصريح كرد: تجربه كار در ماه رمضان حس و حال خاصي دارد البته سال‌هاي قبل تجربه ايفاي نقش در سريالي را داشتم خوشحالم از اينكه دوباره در ماه رمضان كار مي‌كنم.

    وي در خصوص فيلمنامه "مادرانه" افزود: فيلمنامه از شخصت پردازي خيلي خوبي برخوردار بود و داستان مربوط به خانواده‌هاي امروزي است و به روابط درست بين افراد برمي‌گردد.

    "هدايتي" ادامه داد: در زندگي افراد پول حلال درآوردن مهم است و اينكه بايد رابطه‌ات با همسر و فرزندت درست و حساب شده باشد و اگر در اين مورد اتشتباه كني به خودت ضربه مي‌خورد.

    وي در ادامه گفت: "جليل زمان" به عنوان الگو است او با روابط درست و منطقي و درآوردن پول حلال توانسته زندگي خوبي را براي خود و خانواده‌اش فراهم كند اما اردلانم به خاطر اشتباهاتي كه در زندگي داشته و در نياوردن پول حلال تاوان بزرگي داده و تاوان اشتباه او را بچه‌هايش مي‌دهند.

    "هدايتي" در خصوص بازخورد مردم خاطرنشان كرد: مخاطبان استقبال خوبي از مجموعه داشتند و اين باعث خوشحالي است كه كار ديده شده و طرفداران خود را پيدا كرده "مادرانه" موفق‌ترين مجموعه در ماه رمضان سال‌هاي اخير خواهد بود.



    دسته بندی : مصاحبه - Interviews
    برچسب‌ها: سریال مادرانه, حمیدرضا هدایتی, جلیل زمان, مصاحبه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - یکشنبه سیزدهم مرداد 1392


    طولاني شدن روزهاي روزه‌داري در تابستان و زمان كمي كه بعد از افطار تا نيمه شب باقي مي‌ماند باعث شده است كه فقط سه شبكه تلويزيوني براي اين ماه مبارك سريال مناسبتي روي آنتن ببرند. اما تغيير ساعت افطار اگر در تعداد سريال‌ها تاثير بگذارد، بعيد است سهمش در ميزان ديده شدن سريال‌ها تغييري كند.

    به گزارش رجانيوز، در واقع موعد افطار هر ساعتي كه باشد، مجموعه‌ پخش شده بعد از آن بيشترين اقبال را براي ديده شدن دارد. دليل اين امر هم واضح و مشخص است. جمع بودن خانواده دور سفره افطار و غالبا روشن بودن تلويزيون براي شنيدن بانگ اذان يكي از اين دلايل است. اهميت اين موضوع بدان حد است كه سال گذشته شايع شده بود مديران رسانه ملي تعمداً زمان پخش يكي از سريال‌هاي ضعيف ولي پرخرج خود را انداخته بودند به نزديكي‌هاي نيمه شب تا كمتر ديده شود و كمتر مورد نقد قرار بگيرد.

    غرض از گفتن اين مقدمه آن بود كه متوجه باشيم وقتي يكي از سريال‌هاي ماه رمضان علي رغم بي‌بهره‌بودن از امتياز پخش در هنگام افطار مي‌تواند نزد مخاطبان مقبول بيفتد و نظر آنها را جلب كند، حتماً راه سخت‌تري را پشت سر گذاشته است. مجموعه تلويزيوني «دودكش» از اين مسير عبور كرده است.


    اين مجموعه علي رغم اينكه ساعاتي بعد از موعد افطار پخش ميشود ولي توانسته است به دل مخاطبان بنشيند و خلاف رقيب افطاري خود كه با قصه تلخ و غير واقعي‌اش شيريني خرما و زولبيا را خنثي مي‌كرد، ذائقه مردم را شيرين كند. اما دليل موفقيت دودكش چيست؟ آيا صرف طنز بودن آن است كه اگر اينچنين بود «خروس» هم بايد خوش مي‌درخشيد؟

    دودكش را مي‌توان در دسته سريال‌هايي چون «پايتخت» قرار داد. پايتخت هم فقط بخاطر درون‌مايه طنزش به موفقيت دست پيدا نكرده بود بلكه خواستگاه مضموني آن دليل به دل نشستنش بود. نزديكي قصه پايتخت به زندگي عموم مردم ايران باعث مي‌شد بينندگان آن را از خودشان بدانند. حكايت دودكش هم همين است.

    حضور چند خانواده در كنار هم موقعيت‌هايي را ايجاد مي‌كند كه ممكن است هر كدام از بينندگان تجربه قرار گرفتن در برخي از آنها را داشته باشد. حال آنكه مجموعه «مادرانه» -كه تناقضش از همين اسم شروع مي‌شود- موقعيتي را به تصوير مي‌كشد كه بعيد است حتي جزئي از مردم ايران هم دچار آن باشند. بگذريم از اينكه اين مجموعه حتي در روايت همين ماجراي غير مردمي و سرهم بندي روابط علّي و معلولي همين داستان تخيلي هم عاجز است.


    استقبال از «دودكش» و واكنش‌ها به «مادرانه» اين توقع را ايجاد مي‌كند كه مديران رسانه ملي ساعات پخش سريال‌هاي ماه مبارك رمضان را با توجه به مضمون آنها تقسيم كنند؛ نه اينكه سرقفلي سريال بعد از افطار را به نام شبكه سه بزنند تا اين شبكه هم سريالي تلخ را همراه با نان و پنير و سبزي به حلق بينندگان فرو كند. بينندگاني كه بينشان از كودكي كه دارد روزه كله گنجشكي‌اش را فطار مي‌كند وجود دارد تا نوجوان روزه اولي و ميانسال و سالخورده. و در اين شرايط حتي اگر والديني هم باشند كه به اهميت تفكيك سني سريال‌ها مقيد باشند، بعيد است بتوانند سفره افطار را جدا كنند!

    برگرديم به همان بحث ابتدايي نوشته. موعد افطار نقش تعيين كننده‌اي در ديده شدن سريال‌هاي مناسبتي ماه رمضان دارد و سريالي كه بلافاصله بعد از افطار پخش مي‌شود روي كاغذ بيشترين بخت را براي ديده شدن نصيب خود مي‌كند. اين امر نكته مهمي است كه بايد مورد توجه برنامه‌ريزان رسانه ملي قرار بگيرد.


    منبع: رجا نیوز



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - یکشنبه سیزدهم مرداد 1392

    تصویربرداری سریال «مادرانه» به تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی فردا دوشنبه ۱۴ مردادماه تمام میشود.

    هستی مهدوی فر بازیگر نقش رها به سوره سینما گفت: این روزها در منطقه مرزداران در حال تصویربرداری هستیم و دوشنبه۱۴ مردادماه آخرین روز کاری ماست، بازی من تا روز آخر ادامه دارد.

    وی افزود: قرار نیست مخاطب چندان به انتظار پایان خوش و خرم برای سریال بنشیند. آنطور پیش می رویم که طبق منطق فیلمنامه صحیح تر باشد و از قبل پیش بینی شده است.

    «مادرانه» به کارگردانی جواد افشار تا امروز پرمخاطب ترین سریال ماه رمضان ۹۲ لقب گرفته است. سعید نعمت الله متن این مجموعه را نوشته و مهدی سلطانی، لعیا زنگنه، شقایق فراهانی، مهرداد ضیایی و … بازیگران آن هستند. «مادرانه» از شبکه سه پخش میشود.



    دسته بندی : مصاحبه - Interviews
    برچسب‌ها: هستی مهدوی فر, هستی مهدوی, مصاحبه با بازیگران سریال مادرانه, جدیدترین ها از هستی مهدوی فر


    • نویسنده : فاطمه
    • تاریخ : - یکشنبه سیزدهم مرداد 1392

    مادرانه؛ جدال قهرمان با ضد قهرمان

    مادرانه از همان ابتدا با التهاب و تنش پيش رفت به همين دليل مخاطب با آن ارتباط برقرار كرد

    وقتي پاي ملودرام هاي خانوادگي در ميان باشد قطعا مخاطب ايراني به تماشاي آن مي نشيند و تو هر چقدر هم بگويي اين قصه تکراري است و ضعف هايش را برشماري تاثيري ندارد. تماشاگر ايراني اين جنس قصه را دوست دارد و ملودرام هاي سينمايي و تلويزيوني هيچ وقت برايش تکراري نمي شود که گاهي تکرار آن را نيز با همان شوق اوليه تماشا مي کند. حالاکه اين طور است و ظاهرا سريال «مادرانه» مورد توجه مخاطب قرارگرفته پس حتما يک رازي بايد در ميان باشد.

    به نظر مهم ترين راز مادرانه درشکل روايت، جنس بازي ها و ريتم مناسب قصه است. همه اين عناصر نشان مي دهد فرم حرف اول را مي زند حتي اگر مضمون چيز تازه اي براي گفتن نداشته باشد. آنجا که طرح مسائل اجتماعي فرهنگي در تداخل با طغيان هاي عاطفي دربستر مناسبات خانوادگي کسوتي يگانه به تن مي کند و عشق، جدايي و اعتياد به جدالي ملتهب بدل مي شود، مادرانه اوج مي گيرد و از همان ابتدا نويسنده و کارگردان سراغ اين التهاب رفته و داستان را از اوج آغاز مي کنند. قرار نيست مخاطب تا چند قسمت منتظر بنشيند که تازه قصه شروع شود. جواد افشار به اين موضوع دقت کرده که ديگر حوصله و ذائقه مخاطب مناسب با مقدمه چيني هاي ملال انگيز نيست.

    مادرانه از همان ابتدا ملتهب است، تنش دارد، تند پيش مي رود و شخصيت هاي قصه گرم و جذابند. همين چند مولفه کافي است که سريال دست کم در همان آغاز راه همراهان زيادي پيدا کند. گرچه اين جذابيت صوري چندان منطق روان شناختي ندارد و ما در اين سريال با يکسري تيپ کليشه اي مواجه هستيم که قرار است بر مبناي يک کنتراست رفتاري به معادله قهرمان و ضدقهرمان تن دهند. اردلان تمجيد تلاش مي کند تا قهرمان جلوه کند، جنس بازي مهدي سلطاني نيز در اين تصوير و تلقي بي تاثير نيست. زمختي چهره، تُن صدا، لحن و بيان مقتدرانه و بازي هاي غيرکلامي اش به اين تصور دامن مي زند. واقعيت اين است که در اينجا با دو موقعيت اخلاقي دراماتيک مواجه هستيم و در واقع دوگانگي در تاويل قهرمان نمايي اردلان تمجيد را مي بينيم. به اين معني که از حيث اخلاقي ويژگي هاي رفتاري او موجب مي شود در ذهن مخاطب به يک ضد قهرمان تبديل شود. فردي خودخواه و يکه تاز که جز بر محور منافع خويش نمي چرخد و هر چيز و هر کسي را که مانع و سدي جلوي راه خود فرض کند بي رحمانه برمي دارد، اما همين خصلت ها در کنار شمايل ظاهري که از او مي بينيم تمجيد را از حيث دراماتيکي به قهرمان تبديل مي کند که بر اساس الگوهاي کلاسيک قصه گويي طراحي شده است؛ الگويي که اتفاقا با ذائقه مخاطب ايراني همخواني دارد هرچند سال هاست از داشتن قهرمان محروم بوده است.

    مهدي سلطاني پيش تر از اين در نقش «جميل» در سريال «ديوار» نيز شمايل اين قهرمان محوري را به نمايش گذاشت با اين تفاوت که در آنجا ذات نقش منفي بود و بيشتر به يک ضدقهرمان پهلو مي زد. از هر دو منظر اگر به اين شخصيت نگاه کنيم جاذبه و دافعه شخصيت تمجيد به جذب مخاطب کمک مي کند و او را در محوريت قصه قرار مي دهد. اساسا داستان نيز بر مبناي موقعيت اجتماعي خانوادگي او به عنوان يک پدر مقتدر هر چند خودخواه قرار مي گيرد. با اين شرايط شايد بهتر بود نام سريال نيز «پدرانه» انتخاب مي شد.

    در مقابل اين پدر، اما پنج زن قرار گرفته اند؛ دخترش، همسر سابقش، زني که او در جواني دوستش داشته، گل بانو خدمتکارش و مادر فرزاد و گويي اين مرد در ميان زناني قرار گرفته که هر کدام بخشي از ذهن و وجود او را تسخير کرده و انگار اين مرد که مردانگي اش را دائم به رخ مي کشد و ديگران او را در شمايل هيولاي مهارنشدني تصور مي کنند، نمي تواند از تاثير آنها جان به در برد و اتفاقا غرور و اقتدارش در برابر آنان فرو مي ريزد. اين سقوط را مي توان در سکانس مربوط به مدرسه وقتي اردلان نام نامزد اولش، مريم را فرياد مي زند و با کمک خواستن از او نقش بر زمين مي شود، نشانه شناسي کرد.

    مادرانه درام خود را بر مبناي تضادهاي مختلف قرار داده که مهم ترين آنها تضاد نسلي بين والدين و فرزندان و نسل ديروز و امروز است که البته تاکنون دستمايه ساخت سريال هاي زيادي قرار گرفته و قصه تازه اي نيست و از سوي ديگر جدايي زن و شوهر را نيز به آن الصاق کرده و بر تعليق و گره افکني داستان افزوده و هم نگاه جامع تري به آسيب شناسي اجتماعي خانوادگي داشته است. البته اين تضاد افکني گاه به شخصيت پردازي قصه لطمه زده و يک نوع دو قطبي شدن خوب و بد را در قصه برجسته کرده است. مثلاتصوير ترسناکي که از اردلان به نمايش مي گذارد در کنار تصوير مثبت و معصومانه اي که از دوستش محمد جواد ارائه مي شود يک نوع نگاه سياه و سفيدي را در ذهن مخاطب ايجاد مي کند. ضمن اين که آنچه در اين مجموعه مي بينيم به تيپ سازي شباهت بيشتري دارد تا شخصيت پردازي.

    فيلمنامه اي که امضاي سعيد نعمت الله را پاي خود دارد که نماد بارز آن در ديالوگ پردازي است هرچند به نظر مي رسد سويه واقع گرايي قصه از اين طريق قرباني زيبايي شناسي کلامي شده است. وقتي قرار است لحن و زبان فيلم اجتماعي و واقعي باشد، جنس ديالوگ ها و رفتارشناسي شخصيت هاي قصه نيز بايد برآمده از زندگي روزمره مردم و واقعيت هاي اجتماعي باشد. با اين حال همين لحن و ديالوگ نويسي انگار مورد استقبال مخاطب قرار گرفته و پرمخاطب بودن اکثر آثار نعمت الله گواه بر اين مدعاست، اما تعدد اتفاقات و استمرار خرده روايت ها و پرحادثه بودن قصه گرچه ريتم کار را شتاب بخشيده، اما کمي از باورپذيري آن کاسته است. نمي شود از مادرانه صحبت کرد، اما از بازي خوب لعيا زنگنه بويژه در واکنش هاي حسي عاطفي سخني به ميان نياورد، او توانسته با پرهيز از سانتيمانتاليسم کليشه اي در بازنمايي نقش مادر، تصويري منطقي تر از مادرانگي را به نمايش بگذارد.



    دسته بندی : نقد و بررسی - Review
    برچسب‌ها: معرفی و نقد و بررسی سریال مادرانه, نقد سریال مادرانه, یادداشتی بر سریال مادرانه, سریال مادرانه, نقد و تحلیل شخصیت های سریال مادرانه


    آخرین مطالب

    » نقد و بررسی سریال مادرانه | پایان سریال از زبان شما ( پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 )
    » مثبت بودن محمد جواد روی اعصاب مخاطب نیست! ( پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 )
    » بازی های خوب برگ برنده سریال مادرانه ( چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 )
    » طنز: چند پرده از پایان هندی - امریکایی سریال «مادرانه» ( چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 )
    » عوامل سریال مادرانه تقدیر می شوند ( چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 )
    » امشب آخرین قسمت «مادرانه» را ببینید ( چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 )
    » لعیا زنگنه و مهدی سلطانی در پشت صحنه سریال مادرانه ( چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 )
    » ناپدرانه و نامادرانه ( سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 )
    » بازیگری در قاب ( سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 )
    » گوشه گیری و انزوا، راه حل «مادرانه» برای اجتماع ( سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 )
    » آخرین صحنه های «مادرانه» در شمال ضبط شد ( سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 )
    » نقد و بررسی: شکست «مادرانه» در کارکرد دینی ( سه شنبه پانزدهم مرداد 1392 )